الشيخ محمد تقي بهجت
8
توضيح المسائل ( فارسي )
ديگر مجتهدين باشد ، ودر صورتي كه شناختن اعلم يا به دست آوردن فتاواى أو مشكل باشد ( مستلزم عسر وحرج باشد ) مىتواند با رعايت الأعلم فالأعلم وساير شرايط ، از غير اعلم تقليد نمايد . ( 2 ) اگر دو مجتهد يكى اعلم وديگرى أورع باشد ودر ساير جهات با هم مساوى باشند ، اظهر رجوع به اعلم است . واگر هر دو در علم مساوى باشند ولى يكى اعدل وأورع از ديگرى باشد ، ترجيح قول اعدل خالى از وجه نيست . ( 3 ) مجتهد واعلم را از سه راه مىتوان شناخت : أول : خود انسان يقين كند ، مثل آن كه از أهل علم باشد وبتواند مجتهد واعلم را بشناسد . دوم : آن كه دو نفر عالم عادل كه مىتوانند مجتهد واعلم را تشخيص دهند ، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند ، به شرط آن كه دو نفر عالم عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند . سوم : آن كه عده اى از أهل علم كه مىتوانند مجتهد واعلم را تشخيص دهند ، واز گفته آنان اطمينان پيدا مىشود ، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند ، بلكه از هر راهى كه انسان اطمينان به اعلم بودن كسى پيدا كند بنا بر اظهر مىتواند به همان اكتفا نمايد . ( 4 ) اگر شناختن اعلم مشكل باشد وانسان گمان به اعلم بودن كسى دارد ، در صورتي كه گمانش به حد اطمينان برسد بايد از أو تقليد كند . بلكه اگر اطمينان براي أو حاصل نشد بعيد نيست ترجيح كسى كه فقط به اعلم بودن أو گمان دارد يا احتمال مىدهد ، ولى بهتر اين است كه در اين صورت به قول كسى عمل كند كه موافق احتياط باشد ، اما اگر احتمال ضعيفى هم بدهد كه كسى اعلم است وبداند ديگرى از أو اعلم نيست ، بايد از أو تقليد نمايد . واگر چند نفر در نظر أو اعلم از ديگران وبا يكديگر مساوى باشند بايد از يكى از آنان تقليد كند . ( 5 ) در صورت مساوى بودن دو مجتهد ، جايز است انسان در مسائلي كه ارتباطي با هم ندارند ، بعضي مسائل را از يكى وبعضي ديگر را از مجتهد ديگر تقليد نمايد .